درباره نویسنده
احسان
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • احسان
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • بانک فقرا؛ روشی مؤثر برای فقرزدایی
  • من او......
  • قصیده شگفت انگیز قاآنی در وصف امیرکبیر
  • انسان یعنی....
  • حسین ...
  • خدا کند که بیایی
  • ?
  • تنهایی
  • دوازده هزار روز
  • مرحوم قاضی و امام خمینی
  • بوی سبزه بوی باران بوی خاک
  • شهادت میدهم به
  • بهتر از کیمیا
  • هنگام محرّم شد
  • نبرد عابد و ابلیس
  • مس دلان، مسکینِ ایوان طلا، من هم یکی
  • یک شبی مجنون نمازش را شکست
  • بهترین صاحبخانه عالَم
  • بهشت می فروشم
  • آن بقعه که در مدینه شدگم......
  • ۱۳۸٩/٧/۱٧
  • رمضان؛ ماه نزول قرآن و صعود انسان
  • یا اباصالح اامهدی ادرکنی
  • یاد استاد
  • به فریادم برس! مرا دریاب!
  • ملاصدرا می گوید
  • « گر بریزی بحر را در کوزه ای..»
  • خطبه شعبانیه پیامبر اکرم
  • گزارشی از خانه فاطمه(س)
  • ۱۳۸۸/۳/٢
کلمات کلیدی مطالب
  • رمضان (۱)
  • یا مهدی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • اباصالح (۱)
  • میهمانی خدا (۱)
  • اولین میهمان بهشت (۱)
  • بوی صداقت (۱)
  • خطبه شعبانیه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • مهر ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آبان ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • آذر ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • بهمن ۸۳
  • مهر ۸۳
  • تیر ۸۳
  • اسفند ۸٢
  • بهمن ۸٢
  • دی ۸٢
  • آبان ۸٢
  • مهر ۸٢
  • شهریور ۸٢
  • امرداد ۸٢
  • تیر ۸٢
  • خرداد ۸٢
  • اردیبهشت ۸٢
  • فروردین ۸٢
  • اسفند ۸۱
  • بهمن ۸۱
  • دی ۸۱
  • آذر ۸۱
  • آبان ۸۱
  • مهر ۸۱
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



اشارات احسان
چشم اميد
نویسنده: احسان - ۱۳۸٢/۸/٢۸

مردی یا الله گفت و آمد تو .

علی را صدا زدم  بیاید ببیند کیست .

دیدیم آمده کنارمنوچهر نشسته

 یک دستش را گذاشته روی سینه منوچهر و یک دستش را روی سرش و دعا میخواند.

من و علی بهت زده نگاه می کردیم .

آمد طرف ما پرسید:

شما خانم ایشان هستید ؟

گفتم : بله.

گفت :

ببین چه میگویم . این کارها را مو به مو انجام میدهی .  

چهل شب عاشورا بخوان . با صد تا لعن و صد تا سلام.

اول با دو رکعت نماز حاجت شروع کن . بین دعا هم اصلا حرف نزن .

زانوهام حس نداشت .

توی دلم فقط امام زمان را صدا میزدم .

آمد برود . دویدم دنبالش.

گفتم :

کجا میروید؟ اصلا از کجا آمده اید ؟

گفت :

از جایی که آقای مدق آنجاست.

می لرزیدم.

گفتم :

شما من را کلافه کردید . بگوئید کی هستید ؟

لبخند زد و گفت :

به دلت رجوع کن .

و رفت.

با علی از پشت پنجره توی کوچه را نگاه کردیم .

از خانه که رفت بیرون یک خانم همراهش بود .

منوچهر توی خانه هم او را دیده بود .

مانده بودیم .

 

منوچهر مدق به روايت همسر شهيد کتاب اول مجموعه اينک شوکران  را حتماً بخونيد اگر حالی دست داد التماس دعا . 

نظرات ()



صعب روزی
نویسنده: احسان - ۱۳۸٢/۸/۱٠

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل زتنهایی بجان آمد خدایا همدمی

 

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

 

زیرکی را گفتم این احوال بین خندیدوگفت

صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

 

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چو گل

شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی

 

در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

 

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی

 

آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست

عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

 

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

 

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

 

 

ضمن تبريک ماه مبارک رمضان

از همگی النماس دعای مخصوص دارم

در ضمن دوستانی که فلش قوی بلد هستند در صورت تمايل به همکاری جهت ساخت فايلی يرامون محروميت زدايی با اينجانب تماس بگيرند .

باتشکر

نظرات ()