نویسنده: احسان - ۱۳۸٢/۱/۳٠

از ايستگاه راه آهن كرمان كه ميخواهي خارج شوي بايد يك چرخ دستي بزرگ را با كمك دو نفر ديگر با خود به بيرون ايستگاه بياوري ( اشتباه نكنيد اينها وسايل اردو هستند) . و خارج كه ميشوي چشمت به سه اتوبوسي مي افتد كه منتظر شما هستند .
از ساعت ۷ صبح كه سوار اتوبوسها ميشويم تا مقصد نهايي كه جايي است در ۱۴۰ كيلومتري ايرانشهر و آنرا گل مورتي مي نامند ، نزديك به ۱۰ ساعت راه است ، و هواي گرم و ....
از سه راهي كهنوج راهمان جدا ميشود ، به سمت بَزمان و دَلگان تنها مناطق شيعه نشين بلوچستان پهناور و امروز تنها ۲ روز است كه حسين (ع) مسير تاريخ را مي پيمايد تا كربلايي ديگر و تا عاشورايي ديگر .
به ۳۰ كيلومتري شهر كه نزديك ميشويم يك تابلوي بزرگ سيماني نمايان ميشود شهرك خسرين.
و ما از خسرين شنيده بوديم و واژه هايي چون گرما ، آفتاب سوزان ، عطش ، زندگي اوليه و.....
در ذهن ما مرور مي شد و سايه كپرها در زير آفتاب خود نمايي ميكرد .
و هم اكنون ما در مقصد هستيم و آماده استقبال مردمي خونگرم و مهمان نواز در صفي نسبتاْ طولاني كه با هر يك مصافحه ميكنيم و وارد دبيرستان شبانه روزي خاتم الانبياء ميشويم تا مستقر شويم .
از فردا اينجا مقر ۹۰ دانشجوي تهراني است كه در قالب ۱۱ گروه از فردا
صبح با طلوع آفتاب راهي محل كار شان خواهند شد.
-------------------------------------------------------------------------------
دوستان !
قصد داریم با عنایت الهی گالري عكس از منطقه محروم دلگان راه اندازي كنیم.
از عزيزاني كه كاملاْ با اين امر آشنايي دارند خواهشمندیم در قسمت نظر خواهي اعلام نمايند
يا با اينجانب مكاتبه نمايند .
اجرتون با خودش!

